فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمام شدن

tamâm šodan[t̪ʰæ.mɒ́ːm ʃo.d̪æn]

enden فعل

فعل

  • تمام شدنtamâm šodanتَمام شُدَن[t̪ʰæ.mɒ́ːm ʃo.d̪æn](intransitive: be finished, be terminated)(to come to an end)(ausgehen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به پایان رسیدنبه پایان رِسیدَن(ausgehen)تأییدنشده
  • تمامی گرفتنتَمامی گِرِفتَن(ausgehen)تأییدنشده
  • ختم شدنخَتم شُدَن(ausgehen)تأییدنشده
  • سر شدنسَر شُدَن(ausgehen)تأییدنشده

دستور زبانِ enden

فعل

تلفظ
[ˈɛndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geendetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • endendمعلوم، participle، حال
  • geendetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • endeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • endمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • endetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • endeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • endeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • endestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • endestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • endetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • endeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • endetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • endetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • endeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • endeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • endetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • endetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • endeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • endeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • endetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • endetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • endetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • endetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • endetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • endetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Um wie viel Uhr endet dein Unterricht?

در چه ساعتی کلاست تمام می شود؟

Das Konzert endete um zehn Uhr.

کنسرت ساعت ده پایان یافت.

Alle Ferien enden zu früh.

همهٔ تعطیلات زود تمام می‌شوند.

Manchmal endet die Ewigkeit schneller als man denkt.

گاهی ابدیت زودتر از آنچه آدم فکر می‌کند خاتمه می‌یابد.

Uns bleiben weniger als zwei Stunden, bis die Frist endet.

برای ما کمتر از سه ساعت تا پایان موعد مقرر وقت مانده است.

Der Zauber der ersten Liebe liegt in der Unwissenheit, dass sie jemals enden könne.

جادوی عشق اول در ناخودآگاه قرار دارد که هرگز نمی‌تواند خاتمه یابد.

Was ungewöhnlich begonnen hat, muss ebenso enden.

هر چه غیر عادی شروع شده است، باید همانطور تمام شود.

Wer zuviel anfängt, endet wenig.

آنکه چیزهای زیادی را شروع کند، تعداد کمی از آنها را خاتمه می‌دهد.

Was übel beginnt, endet noch übler.

چیزی که بد شروع شود، حتی بدتر پایان می‌یابد.

Die Straße endete in einer Sackgasse.

جاده به یک بن‌بست منتهی می‌شود.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #8108163), mahdiye (fa #624628), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2452768), cojiluc (fa #10552015), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1490650), cojiluc (fa #8133692), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1923583), cojiluc (fa #6961022), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #1894152), cojiluc (fa #6951205), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2221552), cojiluc (fa #7106693), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2587532), cojiluc (fa #12731092), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1912473), cojiluc (fa #8118977), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #5181587), cojiluc (fa #7278691), tatoeba.org
  10. ۱۰: Manfredo (de #708551), cojiluc (fa #7730035), tatoeba.org
منابع و مجوزها