فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهاجرت کردن

تأییدنشده

mohâjerat kardan

emigrieren فعل

فعل

  • مهاجرت کردنmohâjerat kardanمُهاجِرَت کَردَن(emigrate)تأییدنشده

دستور زبانِ emigrieren

فعل

تلفظ
[emiˈɡʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • emigriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • emigrierenمعلوم، مصدر، حال
  • emigrierendمعلوم، participle، حال
  • emigriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • emigrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • emigriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • emigriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • emigriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • emigriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • emigrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • emigrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • emigriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • emigriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • emigrierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • emigrierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • emigriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • emigrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • emigrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • emigrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • emigrierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • emigrierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • emigriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • emigriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • emigrierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • emigrierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • emigriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • emigriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • emigriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • emigriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • emigriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • emigriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها