فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

یازده

yâzdah[jɒːz.d̪ǽʱ]

elf عدد

عدد

  • یازدهyâzdahیازدَه[jɒːz.d̪ǽʱ](the cardinal number occurring after ten and before twelve)(eleven)

دستور زبانِ elf

عدد

تلفظ
[ɛlf]
همهٔ صورت‌ها
  • elfearchaic، حالت نهادی
  • elferحالت اضافی
  • elfenحالت مفعولی غیرمستقیم
  • elfeحالت مفعولی مستقیم، archaic

مثال‌ها

Sie geht praktisch nie vor elf zu Bett.

او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #6819646), mahdiye (fa #536012), tatoeba.org
منابع و مجوزها