فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سگ کش شدن

تأییدنشده

elendiglich umkommen
عبارت

عبارت

  • سگ کش شدنسَگ کُش شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شیشهٔ عمر کسی به سنگ خوردشیشهٔ عُمرِ کِسی به سَنگ خوردتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها