فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهاجرت کردن

mohâjerat kardan

einwandern فعل

فعل

  • مهاجرت کردنmohâjerat kardanمُهاجِرَت کَردَن(immigrate)

دستور زبانِ einwandern

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌvandɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • eingewandertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einwandernمعلوم، مصدر، حال
  • einzuwandernمعلوم، extended، مصدر
  • einwanderndمعلوم، participle، حال
  • eingewandertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wander einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wandere einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wandre einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wandert einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wander einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wandere einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wandre einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • wandere einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wandre einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einwanderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einwandereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einwandreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einwandereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • einwandreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wanderst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wanderst einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einwanderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einwanderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wandert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wandere einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wandre einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einwandertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einwandereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einwandreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wandern einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • wandern einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • einwandernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • einwandernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wandert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wandert einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einwandertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einwandertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wandern einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wandern einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einwandernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einwandernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wanderte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wanderte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einwanderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einwanderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wandertest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wandertest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einwandertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einwandertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wanderte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wanderte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einwanderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einwanderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wanderten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wanderten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einwandertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einwandertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wandertet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wandertet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einwandertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einwandertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wanderten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wanderten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einwandertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einwandertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wann sind Sie in Deutschland eingewandert?

آنها کی به آلمان مهاجرت کردند؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: qdii (de #722891), cojiluc (fa #9052979), tatoeba.org
منابع و مجوزها