فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گیر دادن به داخل محل

تأییدنشده

einschnappen فعل

فعل

  • گیر دادن به داخل محلگیر دادَن به داخِلِ مَحَلتأییدنشده

دستور زبانِ einschnappen

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌʃnapn̩], [ˈaɪ̯nˌʃnapm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingeschnapptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzuschnappenمعلوم، extended، مصدر
  • einschnappendمعلوم، participle، حال
  • eingeschnapptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schnapp einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnappe einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnappt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnappe einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schnappe einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einschnappeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einschnappeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnappst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schnappest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einschnappstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einschnappestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnappt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schnappe einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einschnapptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einschnappeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnappen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schnappen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schnappt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schnappet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einschnapptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einschnappetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schnappen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schnappen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schnappte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnappte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einschnappteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einschnappteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnapptest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnapptest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einschnapptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einschnapptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnappte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnappte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einschnappteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einschnappteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnappten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnappten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einschnapptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einschnapptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnapptet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnapptet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einschnapptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einschnapptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnappten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnappten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einschnapptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einschnapptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها