رفتن به محتوامرحم مالیدن
تأییدنشده
einsalben فعل
فعل
- مرحم مالیدنمَرحَم مالیدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مسح کردنمَسح کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ einsalben
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌzalbn̩], [ˈaɪ̯nˌzalbm̩]
همهٔ صورتها
- eingesalbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einsalbenمعلوم، مصدر، حال
- einzusalbenمعلوم، extended، مصدر
- einsalbendمعلوم، participle، حال
- eingesalbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- salb einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- salbe einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- salbt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- salbe einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- salbe einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einsalbeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einsalbeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- salbst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- salbest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einsalbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einsalbestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- salbt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- salbe einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einsalbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einsalbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- salben einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- salben einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- einsalbenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- einsalbenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- salbt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- salbet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einsalbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einsalbetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- salben einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- salben einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einsalbenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- einsalbenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- salbte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- salbte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einsalbteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einsalbteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- salbtest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- salbtest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einsalbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einsalbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- salbte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- salbte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einsalbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einsalbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- salbten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- salbten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einsalbtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einsalbtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- salbtet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- salbtet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einsalbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einsalbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- salbten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- salbten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einsalbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einsalbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها