فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرحم مالیدن

تأییدنشده

einsalben فعل

فعل

  • مرحم مالیدنمَرحَم مالیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مسح کردنمَسح کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ einsalben

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌzalbn̩], [ˈaɪ̯nˌzalbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingesalbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einsalbenمعلوم، مصدر، حال
  • einzusalbenمعلوم، extended، مصدر
  • einsalbendمعلوم، participle، حال
  • eingesalbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • salb einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salbe einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salbt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salbe einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • salbe einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einsalbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einsalbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • salbst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • salbest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einsalbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einsalbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • salbt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • salbe einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einsalbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsalbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • salben einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • salben einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • einsalbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • einsalbenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • salbt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • salbet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einsalbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einsalbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • salben einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • salben einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einsalbenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsalbenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • salbte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • salbte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einsalbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einsalbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • salbtest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • salbtest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einsalbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einsalbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • salbte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • salbte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einsalbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsalbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • salbten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • salbten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einsalbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einsalbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • salbtet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • salbtet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einsalbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einsalbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • salbten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • salbten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einsalbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsalbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها