فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

املاک کسی را بالا کشیدن

تأییدنشده

einsacken فعل

فعل

  • املاک کسی را بالا کشیدناَملاک کِسی را بالا کِشیدَن(kassieren)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قبضه کردنqabze kardanقَبضه کَردَن[qæb.zé kʰʲæɹ.d̪ǽn](kassieren)تأییدنشده

دستور زبانِ einsacken

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌzakn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingesacktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzusackenمعلوم، extended، مصدر
  • einsackendمعلوم، participle، حال
  • eingesacktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • einzusackendergerundive، participle
  • einzusackendegerundive، participle
  • sack einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sacke einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sackt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sacke einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sacke einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einsackeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einsackeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sackst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sackest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einsackstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einsackestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sackt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sacke einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einsacktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsackeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sacken einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • sacken einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sackt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sacket einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einsacktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einsacketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sacken einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sacken einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sackte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sackte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einsackteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einsackteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sacktest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sacktest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einsacktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einsacktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sackte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sackte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einsackteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsackteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sackten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sackten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einsacktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einsacktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sacktet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sacktet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einsacktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einsacktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sackten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sackten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einsacktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einsacktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geld von jem. einsacken

املاک کسی را بالا کشیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها