یک
yek[jekʰʲ]
عدد
- یک
تعیینکننده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- واحد
دستور زبانِ eins
تعیینکننده
عدد
- تلفظ
- [aɪ̯ns]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
In der Mathematik der Liebe ist eins plus eins alles, während zwei minus eins gleich null ist.
در ریاضیات عشق، یک به علاوهٔ یک، همه چیز است، در حالی که دو منهای یک هیچ است.
Dem Gesunden fehlt viel, dem Kranken nur eins.
تندرستان خیلی چیزها کم دارند، بیماران ققط یک چیز.
Die Zeit ist die Todesursache Nummer eins.
زمان علت مرگ شمارهٔ یک است.
Null, eins, zwei, drei, vier, fünf, sechs, sieben, acht, neun, zehn.
صفر، یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده.