فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باوراندن به

تأییدنشده

einreden فعل

فعل

  • باوراندن به(jemanden von etwas überzeugen, was (eher) nicht der Wahrheit entspricht)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قبولاندن به(jemanden von etwas überzeugen, was (eher) nicht der Wahrheit entspricht)تأییدنشده

دستور زبانِ einreden

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌʁeːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingeredetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzuredenمعلوم، extended، مصدر
  • einredendمعلوم، participle، حال
  • eingeredetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rede einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • red einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • redet einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rede einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • rede einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einredeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einredeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • redest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • redest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einredestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einredestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • redet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rede einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einredetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einredeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • reden einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • reden einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • redet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • redet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einredetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einredetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • reden einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • reden einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • redete einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • redete einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einredeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einredeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • redetest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • redetest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einredetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einredetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • redete einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • redete einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einredeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einredeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • redeten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • redeten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einredetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einredetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • redetet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • redetet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einredetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einredetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • redeten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • redeten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einredetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einredetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها