رفتن به محتواخواب رفتن
تأییدنشده
xâb raftan
einnicken فعل
فعل
- خواب رفتنxâb raftanخواب رَفتَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پینکی رفتنپینَکی رَفتَنتأییدنشده
- چشم گرم خواب کردنچِشم گَرمِ خواب کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ einnicken
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌnɪkn̩], [ˈaɪ̯nˌnɪkŋ̩]
همهٔ صورتها
- eingenicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzunickenمعلوم، extended، مصدر
- einnickendمعلوم، participle، حال
- eingenicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- nick einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nicke einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nickt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- nicke einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- nicke einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einnickeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einnickeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nickst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- nickest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einnickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einnickestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nickt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- nicke einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einnicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einnickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- nicken einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- nicken einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- nickt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- nicket einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einnicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einnicketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nicken einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- nicken einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nickte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- nickte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einnickteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einnickteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nicktest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- nicktest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einnicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einnicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nickte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- nickte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einnickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einnickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- nickten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- nickten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einnicktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einnicktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nicktet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- nicktet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einnicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einnicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nickten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- nickten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einnicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einnicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- einzunickendergerundive، participle
- einzunickendegerundive، participle
مثالها
er ist eingenickt
چشمش گرم خواب شد
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها