فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خواب رفتن

تأییدنشده

xâb raftan

einnicken فعل

فعل

  • خواب رفتنxâb raftanخواب رَفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پینکی رفتنپینَکی رَفتَنتأییدنشده
  • چشم گرم خواب کردنچِشم گَرمِ خواب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ einnicken

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌnɪkn̩], [ˈaɪ̯nˌnɪkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingenicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzunickenمعلوم، extended، مصدر
  • einnickendمعلوم، participle، حال
  • eingenicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nick einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nicke einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nickt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nicke einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nicke einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einnickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einnickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nickst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nickest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einnickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einnickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nickt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nicke einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einnicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einnickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nicken einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nicken einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nickt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nicket einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einnicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einnicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nicken einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nicken einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nickte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nickte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einnickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einnickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nicktest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nicktest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einnicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einnicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nickte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nickte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einnickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einnickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nickten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nickten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einnicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einnicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nicktet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nicktet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einnicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einnicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nickten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nickten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einnicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einnicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einzunickendergerundive، participle
  • einzunickendegerundive، participle

مثال‌ها

er ist eingenickt

چشمش گرم خواب شد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها