فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی در زیر زمین جا دادن

تأییدنشده

einkellern فعل

فعل

  • چیزی در زیر زمین جا دادنچیزی دَر زیر زَمین جا دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ einkellern

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌkɛlɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • eingekellertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzukellernمعلوم، extended، مصدر
  • einkellerndمعلوم، participle، حال
  • eingekellertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • einzukellerndergerundive، participle
  • einzukellerndegerundive، participle
  • keller einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kellere einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kellre einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kellert einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • keller einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kellere einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kellre einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kellere einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kellre einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einkellerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einkellereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einkellreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einkellereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • einkellreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kellerst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kellerst einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einkellerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einkellerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kellert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kellere einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kellre einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einkellertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einkellereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einkellreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kellern einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kellern einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kellert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kellert einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einkellertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einkellertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kellern einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kellern einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kellerte einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kellerte einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einkellerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einkellerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kellertest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kellertest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einkellertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einkellertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kellerte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kellerte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einkellerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einkellerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kellerten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kellerten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einkellertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einkellertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kellertet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kellertet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einkellertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einkellertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kellerten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kellerten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einkellertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einkellertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einzukellerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzukellerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzukellerndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzukellerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • einzukellerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • einzukellerndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • einzukellerndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzukellerndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • einzukellerndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها