رفتن به محتواچیزی در زیر زمین جا دادن
تأییدنشده
einkellern فعل
فعل
- چیزی در زیر زمین جا دادنچیزی دَر زیر زَمین جا دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ einkellern
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌkɛlɐn]
همهٔ صورتها
- eingekellertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzukellernمعلوم، extended، مصدر
- einkellerndمعلوم، participle، حال
- eingekellertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- einzukellerndergerundive، participle
- einzukellerndegerundive، participle
- keller einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kellere einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kellre einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kellert einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- keller einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- kellere einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- kellre einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- kellere einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kellre einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einkellerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einkellereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einkellreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einkellereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einkellreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kellerst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- kellerst einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einkellerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einkellerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kellert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- kellere einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kellre einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einkellertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einkellereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- einkellreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kellern einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- kellern einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kellert einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- kellert einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einkellertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einkellertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kellern einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- kellern einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kellerte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kellerte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einkellerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einkellerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kellertest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kellertest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einkellertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einkellertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kellerte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kellerte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einkellerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einkellerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- kellerten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- kellerten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einkellertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einkellertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kellertet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kellertet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einkellertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einkellertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kellerten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kellerten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einkellertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einkellertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- einzukellerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzukellerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzukellerndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzukellerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- einzukellerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- einzukellerndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- einzukellerndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- einzukellerndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzukellerndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها