فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را قبضه کردن

تأییدنشده

einheimsen فعل

فعل

  • چیزی را قبضه کردنچیزی را قَبضه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ einheimsen

فعل

تلفظ
[ˈaɪ̯nˌhaɪ̯mzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • eingeheimstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • einzuheimsenمعلوم، extended، مصدر
  • einheimsendمعلوم، participle، حال
  • eingeheimstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • heims einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heimse einمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heimst einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heimse einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • heimse einمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einheimseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • einheimseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • heimsest einمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • einheimstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einheimsestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • heimse einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • einheimstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einheimseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heimsen einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • heimsen einمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • heimset einمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • einheimstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einheimsetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • heimsen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • heimsen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • heimste einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • heimste einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einheimsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • einheimsteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heimstest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • heimstest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • einheimstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • einheimstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heimste einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • heimste einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einheimsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einheimsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • heimsten einمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • heimsten einمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • einheimstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • einheimstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heimstet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • heimstet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • einheimstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • einheimstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • heimsten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • heimsten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • einheimstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • einheimstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها