رفتن به محتواچیزی را قبضه کردن
تأییدنشده
einheimsen فعل
فعل
- چیزی را قبضه کردنچیزی را قَبضه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ einheimsen
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌhaɪ̯mzn̩]
همهٔ صورتها
- eingeheimstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzuheimsenمعلوم، extended، مصدر
- einheimsendمعلوم، participle، حال
- eingeheimstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- heims einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- heimse einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- heimst einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- heimse einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- heimse einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einheimseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einheimseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- heimsest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einheimstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einheimsestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- heimse einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einheimstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einheimseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- heimsen einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- heimsen einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- heimst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- heimset einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einheimstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einheimsetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- heimsen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- heimsen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- heimste einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- heimste einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einheimsteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einheimsteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- heimstest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- heimstest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einheimstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einheimstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- heimste einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- heimste einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einheimsteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einheimsteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- heimsten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- heimsten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einheimstenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einheimstenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- heimstet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- heimstet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einheimstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einheimstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- heimsten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- heimsten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einheimstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einheimstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها