رفتن به محتوابا چانه زنی خریداری کردن
تأییدنشده
einhandeln فعل
فعل
- با چانه زنی خریداری کردنبا چانه زَنی خَریداری کَردَن(Waren)تأییدنشده
دستور زبانِ einhandeln
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌhandl̩n]
همهٔ صورتها
- eingehandeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzuhandelnمعلوم، extended، مصدر
- einhandelndمعلوم، participle، حال
- eingehandeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- einzuhandelndergerundive، participle
- einzuhandelndegerundive، participle
- handle einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handel einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handele einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- handelt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- handle einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handel einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handele einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- handele einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- handle einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einhandleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einhandelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einhandeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einhandeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einhandleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handelst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- handelst einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- handlest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einhandelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einhandelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einhandlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handelt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- handele einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- handle einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einhandeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einhandeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- einhandleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- handeln einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- handeln einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- handelt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- handelt einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- handlet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einhandeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einhandeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einhandletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- handeln einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- handeln einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- handelte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- handelte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einhandelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einhandelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handeltest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- handeltest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einhandeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einhandeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handelte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- handelte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einhandelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einhandelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- handelten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- handelten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einhandeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einhandeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handeltet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- handeltet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einhandeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einhandeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- handelten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- handelten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einhandeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einhandeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- einzuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuhandelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuhandelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- einzuhandelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- einzuhandelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuhandelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuhandelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuhandelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها