فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محرم

تأییدنشده

eingeweiht صفت

صفت

  • محرم(with knowledge of; party to; let in on)تأییدنشده

دستور زبانِ eingeweiht

صفت

مثال‌ها

er ist in etwas eingeweiht

او مسبوق چیزی شده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها