فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محبوس

تأییدنشده

eingeschlossen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • محبوسمَحبوس(einschliessen)(gefangen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محصورmahsurمَحصور[mæɦ.súːɹ](einschliessen)(gefangen)تأییدنشده
  • منحصرmonhaserمُنحَصِر[mon.hæ.seɹ](einschliessen)(gefangen)تأییدنشده

دستور زبانِ eingeschlossen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Trinkgeld ist im Preis eingeschlossen

قیمت انعام را هم بر دارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها