واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

آسان

âsân[ʔɒː.sɒ́ːn]

einfach
صفت برتر:
einfacher
صفت برترین:
am einfachsten
صفت

نمونه با einfach

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Tom ist leicht launisch und es ist nicht einfach, mit ihm zusammenzuleben.

تام عصبی است و زندگی با او آسان نیست.

صفت

  • آسانâsân[ʔɒː.sɒ́ːn](requiring little skill or effort)
  • سادهsâde[sɒː.d̪é](uncomplicated)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • تکtak[t̪ʰækʰʲ]تأییدنشده
  • راحتrâhatراحَت[ɹɒː.ɦǽt̪ʰ](requiring little skill or effort)تأییدنشده
  • بسیطبَسیطتأییدنشده

دستور زبان einfach

صفت

خوانش
[ˈaɪ̯nfax]
همهٔ ریخت‌ها
  • einfachصفت ساده
  • einfacherصفت برتر
  • am einfachstenصفت برترین
  • einfacherمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfachesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacheحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • einfachenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacherمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfachenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacherحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • einfachemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfachemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • einfachenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfachesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • einfacheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • einfacheمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacheخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • einfachenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • einfacherمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • einfacheمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • einfachesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • einfachenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • einfachenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfachenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • einfachenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfacheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • einfachesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • einfachenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • einfachererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • einfachereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • einfacheresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • einfachereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • einfachererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • einfachererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • einfacheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • einfachererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • einfacheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • einfacherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • einfachereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • einfacheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • einfachereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • einfachereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • einfacherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • einfachereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • einfacherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • einfachererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • einfachereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • einfacheresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • einfacherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • einfacherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • einfachereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • einfacheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • einfacherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • einfachsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • einfachsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • einfachsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • einfachsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • einfachstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • einfachstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • einfachstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • einfachstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲den Stoff einfach zusammenlegen

پارچه را یک لا تا کردن

تأییدنشده

۳Zuerst fand er Englisch sehr schwer, aber jetzt findet er es einfach.

در ابتدا، او فکر می کرد انگلیسی خیلی سخت است، اما اکنون او فکر می کند آسان است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Können wir einfach nach Hause kommen?

نمیشه بریم خونه?

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Aus sicherer Entfernung tapfer sein ist einfach.

شجاع بودن از فاصلهٔ دور آسان است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Es ist einfach, aus sicherer Entfernung mutig zu sein.

شجاع بودن از فاصلهٔ دور آسان است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷der Film hat eine denkbar einfache Handlung

فیلم داستانی پیش پا افتاده دارد

تأییدنشده

۸warum kompliziert, wenn's auch einfach geht

گرهی که با دست باز شود نباید به دندان گرفت

تأییدنشده

۹Dieser Bücherschrank lässt sich einfach zusammenbauen.

این قفسه کتاب به راحتی مونتاژ می شود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: raggione (de #3000906), Suroosh (fa #10136408), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #663545), AsliAbbasi (fa #1584108), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #4282857), deadmarshal (fa #4294264), Tatoeba
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2333707), cojiluc (fa #12075796), Tatoeba
  6. ۶: Zaghawa (de #2670309), cojiluc (fa #12075796), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Tamy (de #2575836), manelie (fa #12720186), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها