از یک سو
az yek su
قید
- از یک سو
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- از یک طرف
دستور زبانِ einerseits
قید
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nɐzaɪ̯t͡s]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Einerseits fehlt den Armen das Brot, andererseits dagegen den Reichen der Appetit.
از یک طرف، فقرا کمبود نان دارند، از طرف دیگر، اغنیا کمبود اشتها دارند.
Einerseits will er alles haben, andererseits möchte er nichts dafür geben.
از یک سو او میخواهد همه را داشته باشد، از سوی دیگر دوست ندارد هیچ چیز بدهد.
Einerseits rufe ich dich an, um dich zum Abendessen einzuladen, andererseits, um dir mitzuteilen, dass mein Sohn heiraten wird.
از یک طرف می خواستم به شام دعوتت کنم و از طرف دیگه می خواستم بگم که پسرم ازدواج کرده