رفتن به محتواکسی را محدود کردن
تأییدنشده
einengen فعل
فعل
- کسی را محدود کردنکِسی را مَحدود کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ einengen
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌʔɛŋən]
همهٔ صورتها
- eingeengtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzuengenمعلوم، extended، مصدر
- einengendمعلوم، participle، حال
- eingeengtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- einzuengendergerundive، participle
- einzuengendegerundive، participle
- eng einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- enge einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- engt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- enge einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- enge einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einengeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einengeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- engst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- engest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einengstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einengestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- engt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- enge einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einengtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einengeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- engen einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- engen einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- engt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- enget einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einengtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einengetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- engen einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- engen einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- engte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- engte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einengteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einengteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- engtest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- engtest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einengtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einengtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- engte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- engte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einengteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einengteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- engten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- engten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einengtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einengtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- engtet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- engtet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einengtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einengtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- engten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- engten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einengtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einengtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- einzuengendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuengendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuengendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuengendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- einzuengendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- einzuengendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- einzuengendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuengendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzuengendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها