واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

بزگیر آوردن

تأییدنشده

einen Schnäppchenkauf machen
عبارت

عبارت

  • بزگیر آوردنبُزگیر آوَردَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها