فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سابقهٔ قضائی ایجاد کردن

تأییدنشده

einen Präzedenzfall schaffen
عبارت

عبارت

  • سابقهٔ قضائی ایجاد کردنسابِقهٔ قَضائی ایجاد کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها