فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به عیادت آمدن

تأییدنشده

einen Krankenbesuch machen
عبارت

عبارت

  • به عیادت آمدنبه عَیادَت آمَدَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها