فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تعظیم کردن

تأییدنشده

einen Diener machen
عبارت

عبارت

  • تعظیم کردنتَعظیم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کرنش کردنکُرنِش کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها