یک
yek[jekʰʲ]
eine
۱Wirf eine Münze.
یک سکه پرتاب کن.
عدد
- یک
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- هر
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Geduld ist eine Tugend.
صبر یک فضیلت است.
۳Das ist eine Katastrophe.
این یک فاجعه است.
۴Jedes Problem hat eine Lösung.
هر مشکلی راه حلی دارد.
۵im Schnitt gibt es für eine Familie 1 Wohnung
به ازای هر خانوار یک واحد مسکونی در دسترس می باشد
۶beides ergibt eine sich gegenseitig ergänzende Einheit
هر دو در کنار میروند
۷nichts ist schwerer zu ertragen, als eine Reihe von guten Tagen
هر چه در این دنیا است قابل تحمل است جز روزهای خوش پی در پی
۸Jede Hure war mal eine Jungfrau.
هر روسپی در ابتدا باکره بود.