فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برای چیزی حرس زدن

تأییدنشده

eine Sache erstreben
عبارت

عبارت

  • برای چیزی حرس زدنبَرایِ چیزی حِرس زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نیل به چیزی همت کردننِیل به چیزی هِمَت کَردَنتأییدنشده
  • چیزی را طلب کردنچیزی را طَلَب کَردَنتأییدنشده
  • کوشش کردنkôšeš kardanکوشِش کَردَن[kʰuː.ʃeʃ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها