یک
yek[jekʰʲ]
۱Wirf eine Münze.
یک سکه پرتاب کن.
عدد
- یک
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- هر
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Jede Beobachtung ist eine Interpretation.
هر مشاهده یک تعبیر است.
۳Jeder erfüllte Wunsch ist leider auch eine geraubte Hoffnung.
متاسفانه هر آرزوی برآورده شده، یک امید ربوده شده هم است.
۴Jeder Lehrer muss lernen, mit dem Lehren aufzuhören, wenn es Zeit ist. Das ist eine schwere Kunst.
هر معلمی باید یاد بگیرد چه زمانی وقت آن است که درس دادن را قطع کند. این یک هنر شاق است.
۵Unter jedem Grabstein liegt eine Weltgeschichte.
زیر هر سنگ قبر یک دنیا تاریخ قرار دارد.
۶Mit jeder neu gelernten Sprache erwirbst du eine neue Seele.
با هر زبان نو که یاد میگیری، یک جان نو به دست میآوری.
۷Ist das eine private Unterhaltung, oder darf jeder mitreden?
آیا این یک گفتگوی خصوصی است یا هر کس اجازه دارد ملحق شود؟
۸Es könnte eine Falle sein.
این میتواند یک تله باشد.
۹Jeder hat das Recht auf eine Staatsangehörigkeit.
هر کس حق داشتن یک تابعیت دارد.
۱۰Er gab eine vage Antwort.
او یک پاسخ مبهم داد.
۱۱Jeder Mensch ist ein Mond und hat eine dunkle Seite, die er niemandem zeigt.
هر آدم یک ماه است که یک سوی تاریک دارد که به هیچکس نشان نمیدهد.