یک
yek[jekʰʲ]
۱Wirf eine Münze.
یک سکه پرتاب کن.
عدد
- یک
تعیینکننده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هر
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Jeder Tag ist eine neue Chance, etwas Gutes für die Menschen zu tun.
هر روز فرصت جدیدی است تا کار خوبی برای مردم انجام دهیم.
۳Du bist eine dumme Gans!
تو یک غاز احمق هستی!
۴Tom stellte eine Falle.
تام یک تله گذاشت.
۵Wer jeden Tag eine Maske trägt, braucht eine neue, um er selbst zu sein.
کسی که هر روز یک صورتک میپوشد، به یک صورتک جدید احتیاج دارد تا خودش باشد.
۶Erfolg ist eine Teamsache.
موفقیت یک کار گروهی است.
۷Jeder hat das Recht auf eine Staatsangehörigkeit.
هر کس حق داشتن یک ملیت دارد.
۸Jede konvergente Folge eines metrischen Raums ist auch eine Cauchyfolge. Der Raum heißt vollständig, wenn auch die Umkehrung hiervon gilt.
هر دنبالهٔٔ همگرا در یک فضای متریک یک دنبالهٔ کوشی هم است. فضا کامل نامیده میشود اگر عکس این مطلب هم برقرار باشد.
۹Geduld ist eine Tugend, die nicht jeder hat.
صبر فضیلتی است که هر کسی ندارد.
۱۰Eine Woche hat sieben Tage.
یک هفته هفت روز دارد.
۱۱Immer hast du eine Ausrede!
تو همیشه یک بهانه داری!