واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

وعده را انجام گرفتن

تأییدنشده

eine Verheissung erfüllen
عبارت

عبارت

  • وعده را انجام گرفتنوَعده را اَنجام گِرِفتَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • وعده را جامهٔ عمل پوشانیدنوَعده را جامهٔ عَمَل پوشانیدَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها