فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را به سنجش گذاشتن

تأییدنشده

eine Sache abwägen
عبارت

عبارت

  • چیزی را به سنجش گذاشتنچیزی را به سَنجِش گُذاشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها