فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رأی صادر کردن

تأییدنشده

eine Meinung kundtun
عبارت

عبارت

  • رأی صادر کردنرأی صادِر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رأیزنی کردنرأیزَنی کَردَنتأییدنشده
  • نظر دادننَظَر دادَنتأییدنشده
  • نظریه را شرح و بسط دادننَظَریه را شَرح و بَسط دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها