رفتن به محتواچال کردن
تأییدنشده
einbuddeln فعل
فعل
- چال کردنچال کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ einbuddeln
فعل
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌbʊdl̩n]
همهٔ صورتها
- eingebuddeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- einzubuddelnمعلوم، extended، مصدر
- einbuddelndمعلوم، participle، حال
- eingebuddeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- einzubuddelndergerundive، participle
- einzubuddelndegerundive، participle
- buddle einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- buddel einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- buddele einمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- buddelt einمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- buddle einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- buddel einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- buddele einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- buddele einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- buddle einمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einbuddleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einbuddelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einbuddeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- einbuddeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einbuddleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- buddelst einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- buddelst einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- buddlest einمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- einbuddelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einbuddelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einbuddlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- buddelt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- buddele einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- buddle einمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- einbuddeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einbuddeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- einbuddleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- buddeln einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- buddeln einمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- buddelt einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- buddelt einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- buddlet einمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- einbuddeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- einbuddeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- einbuddletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- buddeln einمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- buddeln einمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- buddelte einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- buddelte einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einbuddelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- einbuddelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- buddeltest einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- buddeltest einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- einbuddeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- einbuddeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- buddelte einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- buddelte einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einbuddelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- einbuddelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- buddelten einمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- buddelten einمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- einbuddeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- einbuddeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- buddeltet einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- buddeltet einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- einbuddeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- einbuddeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- buddelten einمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- buddelten einمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- einbuddeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- einbuddeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- einzubuddelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzubuddelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzubuddelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- einzubuddelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- einzubuddelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- einzubuddelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- einzubuddelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- einzubuddelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- einzubuddelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها