فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نصب العین کردن

تأییدنشده

ein Ziel stecken
عبارت

عبارت

  • نصب العین کردننَصب اُلعِین کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هدف گیری کردنهَدَف گیری کَردَنتأییدنشده
  • هدف یابی کردنهَدَف یابی کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها