فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برنامه ریختن

تأییدنشده

ein Programm entwerfen عبارت

عبارت

  • برنامه ریختنبَرنامه ریختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برنامه ریزی کردنبَرنامه ریزی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ein Programm entwerfen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها