فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خط زدن

تأییدنشده

xatt zadan

durchstreichen فعل

فعل

  • خط زدنxatt zadanخَط زَدَن(Wort)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قلم زدنقَلَم زَدَن(Wort)تأییدنشده

دستور زبانِ durchstreichen

فعل

تلفظ
[ˈdʊʁçˌʃtʁaɪ̯çn̩], [dʊʁçˈʃtʁaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • durchgestrichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • durchzustreichenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • durchstreichendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • durchgestrichenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • durchzustreichendergerundive، participle، جداشدنی
  • streich durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • streiche durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • streicht durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • streiche durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • streiche durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchstreicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchstreicheمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • streichst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • streichest durchمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchstreichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchstreichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • streicht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • streiche durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchstreichtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstreicheمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • streichen durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • streichen durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • streicht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • streichet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • durchstreichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • durchstreichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • streichen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • streichen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • strich durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • striche durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchstricheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • strichst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • strichest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchstrichestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • strich durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • striche durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstrichمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstricheمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • strichen durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • strichen durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • durchstrichenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stricht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • strichet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • durchstrichetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • strichen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • strichen durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstrichenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstrichenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstreichendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • durchstrichenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • durchstreichمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchstreicheمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchstreichtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchstreicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • durchstreicheمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchstreichstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchstreichestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchstreichtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • durchstreicheمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchstreichtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchstreichetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • durchstrichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • durchstricheمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • durchstrichestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • durchstricheمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstrichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • durchstrichenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • durchstrichetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstrichenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • durchstrichenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstrichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها