فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در سختیها ایستادگی کردن

تأییدنشده

durchstehen فعل

فعل

  • در سختیها ایستادگی کردندَر سَختیها ایستادِگی کَردَن(z.B.: Schwierigkeiten)تأییدنشده

دستور زبانِ durchstehen

فعل

تلفظ
[ˈdʊʁçˌʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • durchgestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • durchzustehenمعلوم، extended، مصدر
  • durchstehendمعلوم، participle، حال
  • durchgestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • durchzustehendergerundive، participle
  • steh durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehe durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • steht durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehe durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stehe durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchsteheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • durchsteheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehest durchمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchstehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • durchstehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • steht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stehe durchمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchstehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchsteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stehen durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stehen durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • steht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • durchstehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • durchstehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stehen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stand durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stände durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stünde durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • durchständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • durchstündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • standst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ständest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stündest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • durchstandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • durchständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • durchstündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stand durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stände durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünde durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • standen durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ständen durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stünden durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • durchständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • durchstündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ständet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stündet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • durchstandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • durchständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • durchstündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ständen durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünden durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchstandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchstündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • durchzustehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • durchzustehendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • durchzustehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzustehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzustehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzustehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • durchzustehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • durchzustehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzustehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzustehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzustehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها