رفتن به محتوادر سختیها ایستادگی کردن
تأییدنشده
durchstehen فعل
فعل
- در سختیها ایستادگی کردندَر سَختیها ایستادِگی کَردَن(z.B.: Schwierigkeiten)تأییدنشده
دستور زبانِ durchstehen
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌʃteːən]
همهٔ صورتها
- durchgestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchzustehenمعلوم، extended، مصدر
- durchstehendمعلوم، participle، حال
- durchgestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchzustehendergerundive، participle
- steh durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- stehe durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- steht durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- stehe durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- stehe durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchsteheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- durchsteheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stehst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- stehest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchstehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchstehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- steht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- stehe durchمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchstehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchsteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- stehen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- stehen durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- steht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- stehet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchstehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- durchstehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stehen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- stehen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- stand durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- stände durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- stünde durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchstandمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- durchständeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchstündeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- standst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ständest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- stündest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchstandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchstandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchstündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stand durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- stände durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- stünde durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchstandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchstündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- standen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- ständen durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- stünden durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchstandenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- durchständenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchstündenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ständet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- stündet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchstandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- durchständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchstündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ständen durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- stünden durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchstandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- durchständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchstündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzustehendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- durchzustehendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- durchzustehendegerundive، حالت نهادی، جمع
- durchzustehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzustehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzustehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzustehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- durchzustehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- durchzustehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzustehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzustehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzustehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها