رفتن به محتواالک کردن
تأییدنشده
durchsieben فعل
فعل
- الک کردناَلَک کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرند کردنسَرَند کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ durchsieben
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌziːbn̩], [dʊʁçˈziːbn̩]
همهٔ صورتها
- durchgesiebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchzusiebenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- durchsiebendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- durchgesiebtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- durchzusiebendergerundive، participle، جداشدنی
- durchzusiebendegerundive، participle، جداشدنی
- sieb durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- siebe durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- siebt durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- siebe durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- siebe durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchsiebeمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siebst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- siebest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchsiebestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- siebt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- siebe durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchsiebtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchsiebeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sieben durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- sieben durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- siebt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- siebet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchsiebetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sieben durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- sieben durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- siebte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- siebte durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchsiebteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siebtest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- siebtest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchsiebtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siebte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- siebte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchsiebteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- siebten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- siebten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- durchsiebtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siebtet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- siebtet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchsiebtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- siebten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- siebten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchsiebtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchsiebendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- durchsiebtجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchsiebمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchsiebeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchsiebtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchsiebetمعلوم، archaic، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchsiebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- durchsiebeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchsiebestمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchsiebestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- durchsiebetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- durchsiebeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchsiebtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchsiebetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchsiebetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchsiebteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- durchsiebeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- durchsiebteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebeteمعلوم، archaic، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- durchsiebetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- durchsiebtestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebetestمعلوم، archaic، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- durchsiebeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- durchsiebteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebeteمعلوم، archaic، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- durchsiebetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- durchsiebtenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebetenمعلوم، archaic، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- durchsiebetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- durchsiebtetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebetetمعلوم، archaic، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchsiebtenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- durchsiebetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- durchsiebtenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebetenمعلوم، archaic، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchsiebtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها