فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هوا دادن

تأییدنشده

durchlüften فعل

فعل

  • هوا دادنهَوا دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ durchlüften

فعل

تلفظ
[ˌdʊʁçˈlʏftn̩], [ˈdʊʁçˌlʏftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • durchlüftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • durchlüftenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • durchlüftendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • durchlüftetجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • durchlüfteمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchlüftمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchlüftetمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchlüfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • durchlüfteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • durchlüftestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • durchlüfteمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchlüftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • durchlüftenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • durchlüftetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • durchlüftenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchlüfteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • durchlüfteteمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • durchlüftetestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüfteteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • durchlüfteteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchlüftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • durchlüftetenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • durchlüftetetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • durchlüftetenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchlüftenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • durchzulüftenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • durchlüftendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • durchgelüftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • durchzulüftendergerundive، participle، جداشدنی
  • durchzulüftendegerundive، participle، جداشدنی
  • lüfte durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lüft durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lüftet durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • lüfte durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • lüfte durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchlüfteمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lüftest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lüftest durchمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchlüftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lüftet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • lüfte durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchlüfteمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lüften durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • lüften durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • durchlüftenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lüftet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • lüftet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • durchlüftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lüften durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • lüften durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchlüftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchlüftenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lüftete durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • lüftete durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüfteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchlüfteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lüftetest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lüftetest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • durchlüftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lüftete durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • lüftete durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchlüfteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchlüfteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lüfteten durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • lüfteten durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • durchlüftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lüftetet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • lüftetet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • durchlüftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • durchlüftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lüfteten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • lüfteten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchlüftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchlüftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchgelüftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاع‌ها