رفتن به محتواهوا دادن
تأییدنشده
durchlüften فعل
فعل
- هوا دادنهَوا دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ durchlüften
فعل
- تلفظ
- [ˌdʊʁçˈlʏftn̩], [ˈdʊʁçˌlʏftn̩]
همهٔ صورتها
- durchlüftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchlüftenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- durchlüftendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- durchlüftetجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchlüfteمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchlüftمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchlüftetمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchlüfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- durchlüfteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchlüftestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- durchlüfteمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchlüftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- durchlüftenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchlüftetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- durchlüftenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchlüfteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- durchlüfteteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- durchlüftetestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüfteteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- durchlüfteteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchlüftetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- durchlüftetenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- durchlüftetetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- durchlüftetenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchlüftenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- durchzulüftenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- durchlüftendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- durchgelüftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- durchzulüftendergerundive، participle، جداشدنی
- durchzulüftendegerundive، participle، جداشدنی
- lüfte durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- lüft durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- lüftet durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- lüfte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- lüfte durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchlüfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchlüfteمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lüftest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- lüftest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchlüftestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lüftet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- lüfte durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchlüfteمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lüften durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- lüften durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- durchlüftenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lüftet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- lüftet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchlüftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchlüftetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lüften durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- lüften durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchlüftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchlüftenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lüftete durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- lüftete durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüfteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchlüfteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lüftetest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- lüftetest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchlüftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lüftete durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- lüftete durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchlüfteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchlüfteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- lüfteten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- lüfteten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- durchlüftetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lüftetet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- lüftetet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchlüftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchlüftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lüfteten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- lüfteten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchlüftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchlüftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchgelüftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها