رفتن به محتوانقشه را زیر و رو کردن
تأییدنشده
durchkreuzen فعل
فعل
- نقشه را زیر و رو کردننَقشه را زیر و رو کَردَن(Pläne)تأییدنشده
دستور زبانِ durchkreuzen
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌkʁɔɪ̯t͡sn̩], [ˌdʊʁçˈkʁɔɪ̯t͡sn̩]
همهٔ صورتها
- durchgekreuztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchkreuzenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- durchzukreuzenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- durchkreuzendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- durchgekreuztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- durchzukreuzendergerundive، participle، جداشدنی
- durchzukreuzendegerundive، participle، جداشدنی
- kreuz durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- kreuze durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- kreuzt durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- kreuze durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- kreuze durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchkreuzeمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kreuzt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- kreuzest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchkreuzestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kreuzt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- kreuze durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchkreuzeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kreuzen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- kreuzen durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuzenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- durchkreuzenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kreuzt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- kreuzet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchkreuzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kreuzen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- kreuzen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchkreuzenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchkreuzenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kreuzte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- kreuzte durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchkreuzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kreuztest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- kreuztest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchkreuztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kreuzte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- kreuzte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchkreuzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchkreuzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- kreuzten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- kreuzten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- durchkreuztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kreuztet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- kreuztet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchkreuztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kreuzten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- kreuzten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchkreuztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchkreuztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchkreuzenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- durchkreuzendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- durchkreuztجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchkreuzمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchkreuzeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchkreuztمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchkreuzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- durchkreuzeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchkreuzestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- durchkreuzeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchkreuzenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- durchkreuzenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuztمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchkreuzetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchkreuzenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- durchkreuzenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchkreuzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- durchkreuzteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- durchkreuztestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuzteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- durchkreuzteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchkreuztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- durchkreuztenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- durchkreuztetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- durchkreuztenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchkreuztاولشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchkreuztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها