رفتن به محتوادیوانه بودن
تأییدنشده
durchknallen فعل
دستور زبانِ durchknallen
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌknalən]
همهٔ صورتها
- durchgeknalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchzuknallenمعلوم، extended، مصدر
- durchknallendمعلوم، participle، حال
- durchgeknalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- knall durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- knalle durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- knallt durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- knallet durchمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- knalle durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- knalle durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchknalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- durchknalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- knallst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- knallest durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- knallest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchknallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchknallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchknallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- knallt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- knallet durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- knalle durchمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchknalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchknalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchknalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- knallen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- knallen durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- knallt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- knallet durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- knallet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchknalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- durchknalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- durchknalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- knallen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- knallen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- knallte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- knallete durchمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- knallte durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- knallete durchمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchknallteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- durchknalleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- durchknallteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchknalleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- knalltest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- knalletest durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- knalltest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- knalletest durchمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchknalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchknalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchknalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchknalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- knallte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- knallete durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- knallte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- knallete durchمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchknallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchknalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchknallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchknalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- knallten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- knalleten durchمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- knallten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- knalleten durchمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchknalltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- durchknalletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- durchknalltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchknalletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- knalltet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- knalletet durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- knalltet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- knalletet durchمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchknalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- durchknalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- durchknalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- durchknalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- knallten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- knalleten durchمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- knallten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- knalleten durchمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchknalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- durchknalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- durchknalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchknalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها