رد شده
نوع واژه نامشخص
- رد شده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رفوزه
دستور زبانِ durchgefallen
نوع واژه نامشخص
مثالها
die, die in der Prüfung durchgefallen sind
ردشدگان امتحانات
Dass er bei der Prüfung durchgefallen war, trieb ihn in die Verzweiflung.
شکست او درامتحان به او احساس نا امیدی را القا کرد.