فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرگردان شدن

تأییدنشده

durchdrehen فعل

فعل

  • سرگردان شدنسَرگَردان شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ durchdrehen

فعل

تلفظ
[ˈdʊʁçˌdʁeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • durchgedrehtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • durchzudrehenمعلوم، extended، مصدر
  • durchdrehendمعلوم، participle، حال
  • durchgedrehtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • durchzudrehendergerundive، participle
  • durchzudrehendegerundive، participle
  • dreh durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drehe durchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dreht durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drehe durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • drehe durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchdreheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • durchdreheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • drehst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drehest durchمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • durchdrehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • durchdrehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dreht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • drehe durchمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • durchdrehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchdreheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • drehen durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • drehen durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dreht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drehet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • durchdrehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • durchdrehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • drehen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • drehen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drehte durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • drehte durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchdrehteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • durchdrehteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • drehtest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • drehtest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • durchdrehtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • durchdrehtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • drehte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • drehte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchdrehteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchdrehteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • drehten durchمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • drehten durchمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • durchdrehtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • durchdrehtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • drehtet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • drehtet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • durchdrehtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • durchdrehtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • drehten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • drehten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • durchdrehtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchdrehtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • durchzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzudrehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • durchzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • durchzudrehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • durchzudrehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzudrehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • durchzudrehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

er ist durchgedreht

فیوزش پریده است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها