رفتن به محتواسرگردان شدن
تأییدنشده
durchdrehen فعل
فعل
- سرگردان شدنسَرگَردان شُدَنتأییدنشده
دستور زبانِ durchdrehen
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌdʁeːən]
همهٔ صورتها
- durchgedrehtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchzudrehenمعلوم، extended، مصدر
- durchdrehendمعلوم، participle، حال
- durchgedrehtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchzudrehendergerundive، participle
- durchzudrehendegerundive، participle
- dreh durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- drehe durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dreht durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- drehe durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- drehe durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchdreheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- durchdreheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- drehst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- drehest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchdrehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchdrehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- dreht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- drehe durchمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchdrehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchdreheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- drehen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- drehen durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- dreht durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- drehet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchdrehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- durchdrehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- drehen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- drehen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- drehte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- drehte durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchdrehteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- durchdrehteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehtest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- drehtest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchdrehtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- durchdrehtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- drehte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchdrehteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchdrehteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- drehten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- drehten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchdrehtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- durchdrehtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehtet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- drehtet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchdrehtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- durchdrehtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- drehten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchdrehtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- durchdrehtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzudrehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- durchzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- durchzudrehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- durchzudrehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzudrehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- durchzudrehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
er ist durchgedreht
فیوزش پریده است
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها