رفتن به محتوادر رفتن
تأییدنشده
dar raftan
durchbrennen فعل
فعل
- در رفتنdar raftanدَر رفتنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جیم شدنجیم شُدَنتأییدنشده
- فرار کردنfarâr kardanفَرار کَردَن(to leave home)تأییدنشده
دستور زبانِ durchbrennen
فعل
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌbʁɛnən], [dʊʁçˈbʁɛnən]
همهٔ صورتها
- durchgebranntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- durchzubrennenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- durchbrennendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- durchgebranntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- durchzubrennendergerundive، participle، جداشدنی
- brenn durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- brenne durchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- brennt durchمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- brenne durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- brenne durchمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchbrenneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchbrenneمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brennst durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- brennest durchمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchbrennstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchbrennestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brennt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- brenne durchمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchbrenntمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchbrenneمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- brennen durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- brennen durchمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- brennt durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- brennet durchمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- durchbrenntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchbrennetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brennen durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- brennen durchمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- brannte durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- brennte durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchbrannteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchbrennteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- branntest durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- brenntest durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- durchbrenntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brannte durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- brennte durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchbrannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- durchbrennteمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- brannten durchمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- brennten durchمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- durchbrenntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- branntet durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- brenntet durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- durchbrenntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brannten durchمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- brennten durchمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchbranntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- durchbrenntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- durchbrennendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- durchbranntجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- durchbrennمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchbrenneمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchbrenntمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchbrenneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- durchbrenneمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchbrennstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- durchbrennestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- durchbrenntمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- durchbrenneمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- durchbrenntمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- durchbrennetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- durchbrannteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- durchbrennteمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntestمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- durchbrenntestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- durchbrannteمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- durchbrennteمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchbranntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- durchbrenntenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntetمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- durchbrenntetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- durchbranntenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- durchbrenntenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- durchbranntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
منابع و ارجاعها