از طریق
az tariq-e[ʔæz t̪ʰæ.ɹíː.ɢe]
۱Reden lernt man durch reden.
سخن گفتن از طریق سخن گفتن آموخته میشود.
حرف اضافه
- از طریق
دستور زبانِ durch
حرف اضافه
- تلفظ
- [dʊʁç]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Er ergänzte seine Vorlesung durch ein Skript.
او درسش را از طریق یک جزوه تکمیل کرد.
۳Mancher Mann wird durch seine Feinde berühmt.
گاهی آدم به واسطهٔ دشمنش مشهور میشود.
۱Reden lernt man durch reden.
سخن گفتن از طریق سخن گفتن آموخته میشود.
۴Erfolg geschieht nur durch Vorsatz. Für Misserfolg reicht auch Fahrlässigkeit.
موفقیت فقط از طریق عزم قوی اتفاق میافتد. برای شکست سهلانگاری کافیست.
۵Der Nagel ging durch die Mauer.
میخ از میان دیوار گذشت.
۶Das Glück kommt nicht durch geschlossene Türen.
بخت از دربهای بسته وارد نمیشود.
۷Atme durch die Nase, nicht durch den Mund.
از دماغ نفس بکش نه از دهان!
۸Wir suchen das Wissen, das wir durch Information verloren haben.
ما علمی را میجوییم که از طریق اطلاعات از دست دادهایم.
۹Atme durch die Nase.
از بینی نفس بکش.
۱۰Der Weg zum Himmel führt durch die Hölle.
راه بهشت از دوزخ میگذرد.