فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مجازات دار زدن

تأییدنشده

Tod durch Erhängen
عبارت

عبارت

  • مجازات دار زدنمُجازاتِ دار زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرگ از راه گلو آویز شدنمَرگ از راهِ گَلو آویز شُدَنتأییدنشده
  • کسی را حلق آویز کردنکِسی را حَلق آویز کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها