از طریق
az tariq-e[ʔæz t̪ʰæ.ɹíː.ɢe]
۱Reden lernt man durch reden.
سخن گفتن از طریق سخن گفتن آموخته میشود.
حرف اضافه
- از طریق
دستور زبانِ durch
حرف اضافه
- تلفظ
- [dʊʁç]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wer den Mund hält, kommt durch.
هر که دهان را نگه داشت، گذر کرد.
۳Vergessenkönnen ist das Geheimnis ewiger Jugend. Wir werden alt durch Erinnerung.
توانایی از یاد بردن رمز جوانی جاودان است. ما از طریق به یاد آوردن پیر میشویم.
۴Er rettete das todkranke Kind durch eine Blutspende.
او با یک اهداء خون، کودک در حال مرگ را نجات داد.
۵Er wurde verwandt mit ihr durch Heirat.
او با او به واسطهٔ ازدواج، قوم و خویش است.
۶Reinige deine Gedanken durch Liebe und Vertrauen.
اندیشههایت را از راه عشق و اعتماد تطهیر کن.
۷Der Mensch wird wie der Stahl hart - durch öfteres Abkühlen nach Erhitzung.
آدمی مانند فولاد سخت میشود، اغلب از طریق سرد شدن پس از گرم شدن.
۸Verständnis kommt uns durch die Liebe.
تفاهم از طریق عشق به ما میرسد.
۹Der Fluss fließt durch das Tal.
رود از میان دره جاری است.
۱۰Durchfall kann durch Dehydratation zum Tode führen.
اسهال به سبب از دست رفتن آب میتواند به مرگ منجر شود.
۱۱Große Dinge sprechen sich am besten durch Schweigen aus.
چیزهای بزرگ به بهترین نحو از طریق سکوت بیان میشوند.