فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بوی خوب دادن

تأییدنشده

duften فعل

فعل

  • بوی خوب دادنبوی خوب دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خوشبو بودنخوشبو بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ duften

فعل

تلفظ
[ˈdʊftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geduftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • duftendمعلوم، participle، حال
  • geduftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dufteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • duftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • duftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dufteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dufteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • duftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • duftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • duftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dufteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • duftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • duftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dufteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dufteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • duftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • duftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dufteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dufteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • duftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • duftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • duftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • duftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • duftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • duftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Gemalte Rosen duften nicht.

گل نقاشی بو نمی‌دهد.

Die Blumen duften gut.

گل ها بوی خوبی می دهند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2803090), cojiluc (fa #10770802), tatoeba.org
  2. ۲: slomox (de #834103), mahdiye (fa #640108), tatoeba.org
منابع و مجوزها