بیرون
نوع واژه نامشخص
- بیرون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خارج
دستور زبانِ draussen
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
es drängte ihn nach draussen
هوای بیرون به کله اش زده بود
bei mir war der Dampf draussen
افتاده بودم
er wollte nur nach draussen
هوای بیرون به کله اش زده بود
kaum, dass er draussen war
به مجرد اینکه بیرون رفت
draussen vor der Tür
بیرون در
er kommt von irgendwo da draussen
از آن بیرونها میاید