فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون

تأییدنشده

draussen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • بیرونتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خارجخارِجتأییدنشده

دستور زبانِ draussen

نوع واژه نامشخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

es drängte ihn nach draussen

هوای بیرون به کله اش زده بود

bei mir war der Dampf draussen

افتاده بودم

er wollte nur nach draussen

هوای بیرون به کله اش زده بود

kaum, dass er draussen war

به مجرد اینکه بیرون رفت

draussen vor der Tür

بیرون در

er kommt von irgendwo da draussen

از آن بیرونها میاید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها