فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به چیزی اهمیت مفرط دادن

تأییدنشده

dramatisieren فعل

فعل

  • به چیزی اهمیت مفرط دادنبه چیزی اَهَمیَت مُفرِط دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ dramatisieren

فعل

تلفظ
[dʁamatiˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dramatisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dramatisierendمعلوم، participle، حال
  • dramatisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dramatisierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dramatisiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dramatisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dramatisiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dramatisiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dramatisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dramatisierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dramatisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dramatisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dramatisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dramatisieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dramatisierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dramatisierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dramatisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dramatisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dramatisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dramatisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dramatisiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dramatisiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dramatisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dramatisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dramatisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dramatisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها