رفتن به محتوابه چیزی اهمیت مفرط دادن
تأییدنشده
dramatisieren فعل
فعل
- به چیزی اهمیت مفرط دادنبه چیزی اَهَمیَت مُفرِط دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ dramatisieren
فعل
- تلفظ
- [dʁamatiˈziːʁən]
همهٔ صورتها
- dramatisiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- dramatisierendمعلوم، participle، حال
- dramatisiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- dramatisierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dramatisiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dramatisiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- dramatisiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- dramatisiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dramatisierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- dramatisierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- dramatisiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- dramatisiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- dramatisiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- dramatisieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- dramatisierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- dramatisierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dramatisiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- dramatisiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- dramatisierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- dramatisierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- dramatisiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- dramatisiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- dramatisiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- dramatisiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- dramatisiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- dramatisiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها