فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسلط داشتن

تأییدنشده

dominieren فعل

فعل

  • تسلط داشتنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حکمرانی کردنحُکمرانی کَردَنتأییدنشده
  • شایع بودنتأییدنشده
  • غالب بودنغالِب بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ dominieren

فعل

تلفظ
[domiˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dominiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dominierenمعلوم، مصدر، حال
  • dominierendمعلوم، participle، حال
  • dominiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dominierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dominiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dominiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dominiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dominiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dominierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dominierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dominiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dominiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dominierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dominierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dominiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dominieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dominierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dominierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dominierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dominierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dominiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dominiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dominierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dominierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dominiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dominiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dominiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dominiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dominiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dominiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wo Kompromisse fehlen, dominieren die Faustregeln.

هر جا فاقد مصالحه است، قوانین مشت حکمفرمایی می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2696380), cojiluc (fa #7947650), tatoeba.org
منابع و مجوزها