فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بنچیدن

تأییدنشده

dokumentieren فعل

فعل

  • بنچیدن(to record in documents)تأییدنشده

دستور زبانِ dokumentieren

فعل

تلفظ
[dokumɛnˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • dokumentiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • dokumentierenمعلوم، مصدر، حال
  • dokumentierendمعلوم، participle، حال
  • dokumentiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dokumentierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dokumentiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dokumentiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dokumentiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • dokumentiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dokumentierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dokumentierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • dokumentiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dokumentiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dokumentierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • dokumentierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dokumentiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dokumentieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • dokumentierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dokumentierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dokumentierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dokumentierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dokumentiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dokumentiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • dokumentierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dokumentierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • dokumentiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dokumentiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • dokumentiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dokumentiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • dokumentiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dokumentiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها